دختر آریایی
دختر آریایی
آن چه بوده است ... همان است که خواهد بود و آنچه که شده است ... همان است که خواهد شد .... همین
اردیبهشت 1386
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31        
گذشته ها گذشته...
موضوع بندی...
جمعه 4 اسفند 1385
الماس های اشو ....

سلام ....

دیدین .... دیدی ژیگولو که آپ کردم ....من داشتم یه کتاب میخوندم به اسم الماس های اشو....گفته بودم تموم شد آپ میکنم که از اون توش بنویسم...

 من الان از اون می نویسم ولی کتابه تموم نشد که نشد هنوز دارم میخونمش ... خسته شدم ... یه چیزیم هست لعنتی که باید رو مطالبش فکر کنی

منم نه اینکه خیلی متفکرم برای همین خیلی بهم فشار میاد ...دیگه چه کنیم....

خب برم سر اصل مطلب !!!!!!!!!!!!! یه کتاب خوندم به اسم الماس های اشو....خیلی عالیه.....یه چند تا از مطلباشو گذاشتم....روش فکر کن..!!!!


در وصف اشو؛مردی که بیش از هر کسی در تاریخ از واژه ها برای بیان مفاهیمی فراتر از واژه مدد گرفت . هرگز زبان واژه ها تا به این حد گویا ازسخن گفتن عاجز نبوده است.

اشو جهش بزرگ بعدی در آگاهی انسان پس از گائوتاما بوداست.در حقیقت اشو با احیای دوباره تمامی گنجینه معنوی بشر گوی سبقت را ازگائوتاما بودا ربوده است.

با الهام از او عاشقان راهش طعم حقیقت ناب را چشیده اند.

                                                                                                        کاملش پاندی

 

۱)به خاطر داشته باش که زندگی نوسانی است بین روز و شب.تابستان و زمستان.این نوسانی دائمی است.هرگز هیچ جا از حرکت نایست!

در جنبش باش ! و هر قدر این نوسان بزرگتر باشد.تجربه ات ژرف تر خواهد بود.

 

۲)هر انسانی با سرنوشتی مشخص به این دنیا قدم میگذارد ـ او وظیفه ای دارد که باید ادا کند.پیامی که باید ابلاغ شود.کاری که باید تکمیل گردد.

تو تصادفا اینجا نیستی ـ بلکه به طور هدفمندی اینجا هستی.در پس وجود تو منظور نهفته است.

کل هستی بر آن است کاری را از طریق تو به انجام برساند.

 

۳)ژرف زندگی کن.از ته دل زندگی کن.یکپارچه با تمام وجود.به طوری که وقتی مرگ در زد آماده باشی ـ آماده چون میوه ای رسیده برای فرو افتادن از درخت.

تنها نسیمی ملایم می وزد و میوه فرو می افتد؛گاه حتی بدون هیچ نسیمی میوه به سبب سنگینی و رسیدگی از درخت می افتد.

مرگ باید چنین باشد.و این آمادگی باید با زندگی کردن فراهم آید.

 

۴)همه لحظه ها زیبا هستند فقط تو باید پذیرا باشی و تسلیم باشی.همه لحظه ها نعمت اند.فقط تو باید قادر به دیدن باشی.

همه لحظه ها میمون و مبارک اند اگر تو با حق شناسی عمیق بپذیری.هرگز هیچ چیز عیب نخواهد کرد.

 

۵)برده نباش تا آن حد از جامعه پیروی کن که احساس کنی ضرورت دارد.اما همواره ناخدای سرنوشت خویش باش.

 

۶)کل بازی هستی چنان زیباست که تنها خنده میتواند پاسخ آن باشد.تنها خنده میتواند عبادت و شکر واقعی باشد !

 

۷)در این دنیا هم اینجا هم اینک بمان و به راهت ادامه بده و با قهقه هایی برخاسته از عمق وجودت ادامه بده.راهت را بسوی خدا برقص !

راهت را بسوی خدا بخند!راهت را بسوی خدا اواز بخوان!

 

۸)دلسوزی تنها هنگامی سر بر می آورد که بتوانی ببینی که همه با تو ۹خویساوندی دارند.دلسوزی هنگامی پدید می آید که

ببینی  تو عضوی از همه و همه عضوی از تو هستند.هیچ کس جدا نیست.وقتی توهم جدایی کنار رفت.دلسوزی سر بر ما آورد.

 

۹)دو دستی چسبیدن به هر چیزی.حال هر چه میخواهد باشد.نشانگر بی اعتمادی است.

اگر به زن و یا مردی عشق می ورزی و دو دستی به او چسبیده ای این به تمام معنا نشان میدهد که اعتماد نمیکنی.

 

۱۰)بی حوصلگی و پریشانی عمیقا به هم ربط دارند.هرگاه احساس بی حوصلگی کردی بعد احساس پریشانی میکنی.

پریشانی محصول فرعی بی حوصلگی است.

 

۱۱)یک قانون بسیار بنیادی زندگی آن است اگر بترسی.انرژی را به طرف مقابل میدهی تا تو را بیشتر بترساند.خود ایده ترس در تو

عکس آن ایده را در طرف مقابل ایجاد میکند.

 

۱۲)وقتی عشق می ورزی همه جا خداست.وقتی نفرت می ورزی همه جا شیطان است.این نقطه نظر تو است که بر واقعیت فرافکنی میشود.

 

۱۳)هر لحظه را چنان زندگی کن که گویی واپسین لحظه است. و کی چه میداند شاید که واپسین لحظه باشد.

 

۱۴)تانترا میگوید قبل از عشقبازی با یک زن و یا یک مرد ابتدا دعا کن زیرا دیدار ملکوتی انرژی ها در راه است.خدا تو را احاطه خواهد کرد.

هر جا که دو عاشق است خدا هم آنجاست.هر جا که انرژی های دو عاشق به هم میرسند و در هم می آمیزند زندگی آنجاست.

زنده به شتیسته ترین وجه.خداوند تو را احاطه میکند.کلیساها خالی اند.کابین های عشق مملو از خدایند.

 

۱۵)سرمست باش.با نشاط باش.در حال جشن و پایکوبی.در حال آواز خوانی.در حال رقص.بگذار کائنات از طریق تو مجال بازیگوشی بیابند.

بگذار بازیگوشی تنها عبادت تو باشد.بگذار نشاط و شادمانی تنها نیایش تو باشد.

 

۱۶)انرژی شهوت مشابه انرژی عشق است.تفاوت این دو فقط در جهت است. شهوت سرازیر میرود و عشق راه سر بالا را در پیش گرفته.

شهوت بمانند ریشه های درخت است و عشق به مانند بالهای پرنده. اما انرژی هر دو یکی است.همه انرژی ها یکی هستند.

 

چطور بود؟


 فعلا.........


شنبه 14 بهمن 1385
متفاوت ..!!

اول سلام ....

خب میدونم دیگه !!!! بازم مثل همیشه ... نبودم یه مدت ... اومدم کلی نظر بود ... رفتم تائید کردم بعد هم که دیگه اومدم آپ کردم ... نمیخواستم بیشتر از این با یه مطلب بمونه ... بعدم رفتم پیش دوستام ...یعنی اول رفتم پیش دوستام بعد اومدم آپ کنم ... اینقدر خوابم میاد..جدیدا به شدت کمبود خواب دارم..نمیدونم چرا ؟؟ هفته پیش یکشنبه بابام رفته بود مشهد.. فردا میاد.. اینقدر دلم براش تنگیدهفردا میبینمش ...من خودم هم ۲۲ اسفند به احتمال زیاد میرم مشهد... معلوم نیست ... تا ببینیم سعادتشو داریم یا نهدیگه چی بگم ...نمیدونم چی بگم  فکر میکنم .. چیزی به ذهنم رسید بازم میگم


Ta ra neh ha

این پیرمرده رو نگاه کن... حالا تنها این پیرمرده نیست که همه اینجورین ..جدی قبول دارین ؟ چرا اینجوریه... چرا هممون عادت کردیم میخ کنیو و یه نفرو نگاه کنیم...

خیلی بده...پسرا خیلی بیشتر از دخترا اینجورین... یعنی در این مورد که قطعا اینطوریه...

کافیه مثلا توی یه خیابون یه مانتو یه خرده کوتاه باشه... تنگ باشه... دیگه اینقدر نگاش میکنن که میگی الان گردنه میشکنه ...

ندید پدید خوبه یکی میخ کنه اینجوری تورو نگاه کنه؟گرچه تو از خداته... میگی طرف ج.... است و میری صد تا پیشنهاد ناجور بهش میدی...کی میخوای درست شی؟؟

آخ که چقدر ماها بدبختیم که با دیدن به مانتو تنگ یا کوتاه یا هرچی دیگه غش و ضعف میکنیم !!!!

بعدشم میگیم که چرا اون اینجوری پوشیده ... اون نباید بپوشه... اون مشکل داره ... میخواد جلب توجه کنه ...

به تو چه خب .... دلش میواد اینجوری بپوشه ... تو مواظب خودت باش ... خودت سر تا پا عیبی ....

والا ... چی بگم ....


Ta ra neh ha

این کوچولو رو میبینی ؟؟ این شاید ده بار یا بیشتر از روی این پستی بلندیها میفته تا بالاخره برسه به آخرش ...

بارها خودمون دیدیم ... حتی یه مورچه کوچولو ....

تلاش میکنه ... پشتکار داره .... این کوچولو تلاشش از ما آدما بیشتره ... مثلا ماها هم از همشون بهتریم ....

باور کن اگه یه ذره از این پشتکار اینارو ما داشتیم که دیگه چرخ و فلک حریفمون نبود ... نداریم ...

کاش داشتیم .... نه ؟


Ta ra neh ha

اینقدر از مسابقه گاوبازی بدم میاد ....

چطور دلتون میاد ؟

جدی؟ این حیوون گرچه وحشه ولی تا کاری بهش نداشته باشی کاریت نداره ... کرم از خود درخته .... تو کرم میریزی اونم بهت حمله میکنه ...

بعد تو بدو و اون بدو ... خب نکن !!!!


Ta ra neh ha

ماه رو دیدیم !!!!!

مریخ رو دیدیم !!!

خیلی چیزارو کشف کردیم !!!!

ولی هنوز ماها داریم با عقاید عصر حجریمون زندگی میکنیم ...آخر و عاقبتمون چی میشه خدا میدونه !!!!


Ta ra neh ha

این اردک کوچولو عقل نداره دیگه ؟

اما با بی عقلیش خیلی چیزارو درک میکنه که ما درک نمیکنیم ...

به خیلی چیزا دقت میکنه که ما نمیکنیم ....

نکنه ما عقل نداریم و اونا دارن ؟؟ نکنه اشتباه شده ؟؟


بابام از مشهد اومد.... دلم براش تنگ شده بود....کلی هم ذوق مرگ شدم.... میدونین چرا ؟!!!! ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــوغـــــــــــــــــــــــــا تــــــــــــــــــــــــــی  

کلی خوشحال شدم...من عاشق هدیه گرفتن و سوغاتی گرفتنم برای همین خیلی خوشحال شدم...

۴ روزه یکی از دوستامو ندیدم ... دلم براش یه ذره شده .... دوست دارم

خب .... امروز اومدم اینجا دیدم بیکارم گفتم لااقل اینارو بنویسم ....


فعلا.....


جمعه 29 دی 1385
چقدر ؟؟

سازنده ترین کلمه((گذشت)) است...آن را تمرین کن.
 
پرمعنی ترین کلمه((ما)) است...آن را به کار بر.
 
عمیق ترین کلمه((عشق)) است...به آن ارج بده.
 
بی رحم ترین کلمه(( تنفر)) است...با آن بازی نکن.
 
خودخواهانه ترین کلمه((من)) است...از آن حذر کن.
 
نا پایدارترین کلمه((خشم)) است...آن را فرو بر.
 
بازدارنده ترین کلمه((ترس)) است...با آن مقابله کن.
 
با نشاط ترین کلمه ((کار)) است...به آن بپرداز.
 
پوچ ترین کلمه((طمع)) است...آن را بکش.
 
سازنده ترین کلمه((صبر)) است...برای داشتنش دعا کن.
 
روشن ترین کلمه((امید)) است...به آن امیدوار باش.
 
ضعیف ترین کلمه((حسرت)) است...آن را نخور.
 
تواناترین کلمه((دانش)) است...آن را فرا گیر.
 
محکم ترین کلمه ((پشتکار)) است...آن را داشته باش.
 
سمی ترین کلمه((شانس)) است...به امید آن نباش.
 
لطیف ترین کلمه((لبخند)) است...آن را حفظ کن.
 
ضروری ترین کلمه((تفاهم)) است...آن را ایجاد کن.
 
سالم ترین کلمه((سلامتی)) است...به آن اهمیت بده.
 
اصلی ترین کلمه((اعتماد)) است...به آن اعتماد کن.
 
دوستانه ترین کلمه((رفاقت)) است...از آن سو استفاده نکن.
 
زیباترین کلمه((راستی)) است...با آن روراست باش.
 
زشت ترین کلمه((تمسخر)) است... دوست داری با تو چنین شود؟؟
 
موقر ترین کلمه((احترام)) است...برایش ارزش قایل شو.
 
آرامترین کلمه((آرامش)) است...به آن برس.
 
عاقلانه ترین کلمه((احتیاط )) است...حواست را جمع کن.
 
دست و پا گیر ترین کلمه((محدودیت)) است...اجازه نده مانع پیشرفتت شود.
 
سخت ترین کلمه ((غیر ممکن)) است...وجود ندارد.
 
مخرب ترین کلمه((شتابزدگی)) است...مواظب پلهای پشت سرت باش.
 
تاریک ترین کلمه((نادانی)) است...آن را با نور علم روشن کن.
 
کشنده ترین کلمه((اضطراب)) است...آن را نادیده بگیر.
 
صبور ترین کلمه((انتظار)) است...منتظرش بمان.
 
با ارزش ترین کلمه((بخشش)) است...سعی خود را بکن.
 
قشنگ ترین کلمه((خوشرویی)) است...راز زیبایی در آن نهفته است.
 
رسا ترین کلمه((وفاداری)) است...بدان که جمع همیشه بهتر از یک فرد بودن است.
 
محرک ترین کلمه((هدفمندی)) است...زندگی بدون آن پوچ است.
 
و هدفمند ترین کلمه((موفقیت)) است...پس پیش به سوی آن.


عنوان رو گذاشتم چقدر !! دلیلش اینه که :

واقعا چقدر گذشت رو تمرین کردیم ... چقدر کلمه ما رو به کار بردیم .... چقدر به کلمه عشق ارج نهادیم .... چقدر با کلمه تنفر بازی نکردیم ... چقدر از کلمه من حذر کردیم .... چقدر خشم رو فرو بردیم ... چقدر با ترس مقابله کردیم ... چقدر به کار پرداختیم .... چقدر طمع رو کشتیم ... چقدر برای داشتن صبر دعا کردیم .... چقدر به امید ؛ امیدوار بودیم .... چقدر حسرت نخوردیم .... چقدر دانش فرا گرفتیم ..... چقدر پشتکار داشتیم .... چقدر به امید شانس نبودیم ... چقدر لبخند رو حفظ کردیم ... چقدر تفاهم رو ایجاد کردیم ... چقدر به سلامتی اهمیت دادیم ... چقدر اعتماد کردیم ... چقدر از رفاقت سو استفاده نکردیم ... چقدر روراست بودیم ... چقدر مسخره نکردیم ... چقدر برای احترام ارزش قائل شدیم ... چقدر به آرامش رسیدیم ... چقدر حواسمون رو جمع کردیم .... چقدر اجازه ندادیم محدودیت مانع پیشرفتمون بشه ... چقدر گفتیم غیر ممکن وجود نداره ... چقدر مواظب پلهای پشت سرمون بودیم ... چقدر نادانی رو با نور علم روشن کردیم ... چقدر اضطراب رو نادیده گرفتیم ... چقدر منتظر موندیم ... چقدر بخشیدیم ... چقدر خوشرو بودیم ... چقدر وفادار بودیم .... چقدر هدفمند بودیم .... و واقعا با این زندگی چقدر به موفقیت رسیدیم ....

هیچی ...............!!!!!!!!!!!!!!

برای هیچکدوم از اینا تلاش نکردیم ....

سعی نکردیم ....

همه اونایی رو که نمیباست انجام بدیم انجام دادیم ولی اونایی رو که میباست انجام بدیم انجام ندادیم ....

 

دل میگیرد و میمیرد و هیچ کس سراغی ز ان نمیگیرد ادعای خدا پرستیمان دنیا را سیاه کرده ولی به یاد نداریم که چرا خلق شدی غرورمان را بیش از ایمان باور داریم حتی بیش از عشق

فعلا .......


یکشنبه 17 دی 1385
خاطره ..

بعد ‌از تصور تک تک آن لحظه ها چنان حسرتی وجودم را به آتش می کشید که قابل گفتن نیست .

تسلط شیرینی که ...... دانسته یا ندانسته بر تمام وجودم پیدا کرده بود ؛ آرام آرام با هستی من قرین میشد و دوری از وجودش غیر ممکن .

و من بعد فهمیدم که همه چیز در این دنیا فراموش میشود؛تغییر میکند و از بین میرود ؛ غیر از تسلط شیرین جان و روح آدم ها بر یکدیگر .

اثری که از این سلطه بر جان و روح دیگری باقی میماند ؛ تغییر ناپذیر و پایدار است .


اول بگم ...... سلام ....

بعدش ...... هر کی این متن بالا رو خوند فقط جنبه عاطفیش رو نبینه ..... قصدم از اینکه این متن رو گذاشتم یه چیز دیگه بود ...

من زیاد با عشق و محبت کاری ندارم ...

چیزی رو که به نظرم قشنگ بیام میزارم توی وبلاگم ....

من درباره این متن میخوام حرف بزنم ...

راستش اصلا دلم نمی خواد زمان بگذره ...

بچه بودم دلم میخواست بزرگ شم ...

الان که جوونم دلم میخواد زمان توقف کنه .... بر عکس خیلی ها که میخوان زمان بگذره من دلم نمیخواد ...

دلیلش چیه حالا ..... یکی اینکه من الان دارم لذت میبرم .... میخوام الان باشم ... میدونم وقتی سنم بره بالا خیلی کمتر میتونم این کارایی رو که الان میکنم انجام بدم .... دلیل بعدیش و مهمترینش اینه که میدونم هرچی زمان بگذره چند سال بعد که یاد زمان الانم بیفتم ... یاد خاطره هام .... یاد اینکه چه کارا کردم ... یاد اینکه چقدر با دوستا شاد بودم ..... یاد اینکه چه عمر میگذره .... یاد اینکه اون روزا تکرار نمیشه و حسرت اینکه کاش اون روزا تکرار بشه ... برای همین نمیخوام زمان بگذره ... اما داره میگذره ...... سریع ................................................................................................................. مثل این نقطه ها ؛ وقتی دستتو میذاری روی کلیدش به سرعت میره .

من دوتا دوست دارم که دخترن ... شیرین و نگار .... دوستای صمیمی البته ... دوست معمولی خیلی دارم .... ( بیرون از دنیای مجازی )

سه تا دوست دیگه دارم که اونا پسرن ..... میثم ... مجتبی .... جواد ..... فکر بد نکنین .... دوست پسرام به اون معنی نیستن .... برادرامن .... قسم خورده برادری و خواهری هستیم ... یه رابطه خانوادگی ... رابطه ی تک نفره نیست که بگم دوست پسره منن .... از خانواده ها که بگذریم و جوونارو حساب کنیم .. یه گروه صمیمیه ۴ نفره ایم که تنها عضو دخترشون منم .... همیشه پیششون بودم ... توی هر لحظه ..... هر ثانیه .... همه جا با هم بودیم ... کل کرمان برای من خاطره است ... اطراف کرمان و جاهای تفریحیش همش برای من خاطره است ... همه جا با هم بودیم ... همه این جاهارو با هم رفتیم ... هیچ نیست که بخوام برم و اونا نباشن ... همه رازاشونو من میدونم .... خیلی چیزایی رو که شاید توی جمع ما اونای دیگه ندونن ولی من میدونم ..... همیشه پیشم بودن .... توی لحظه خوشیم ... توی لحظه ناراحتیم ... توی لحظه عصبانیتم و خیلی لحظه های دیگه ..... میشه بگی تمام خاطراتم با اوناست .... میدونم که چند سال دیگه اگه یه زمان بر فرض اونا نباشن و من بخوام خاطراتمو مرور کنم اونا هم هستن و من آتیش میگیرم و فقط میتونم حسرت بخورم ... برای همین میخوام این روزا نگذره ... اصلا همین جا بمونه ... نره ... اما میره .... از دونه دونه دوست دختراشون من خبر داشتم و دارم ... از کارایی که میکنن من خبر دارم .... از جاهایی که میرن ... برام درد دل میکنن ... برام از اتفاقای خوب میگن ..... الانم دوتاشون میخوان برن که ازدواج کنن .... میثم و جواد .... جواد فردا شب .... شب عید ... میرن خواستگاری و میثم هم پنجشنبه میره تهران که جمعه برن خواستگاری ... یه دفعه با هم .... مجتبی هم که فعلا نه ... وای دوتا عروسی .... عروسی برادرام ... هم برام خوشحال کننده است هم ناراحت کننده ... خوشحال کننده که مشخصه چرا ... ناراحت کننده هم چون فکر میکنم تنها میشم ... دعا کنین داداشام خوشبخت بشن ...

خیلی دلم میخواد بدونم تو دلت میخواد زمان بگذره یا نه ؟

میدونی چند سال دیگه که خاطراتتو مرور میکنی چه حسی بهت دست میده یا نه ؟

من فکر میکنم خاطره اصلا خوب نیست .... آخه بعدش فقط آدم رو زجر میده ... شاید برای من اینطوری باشه ... نمیدونم ....

 

خب اینم آپ .... خیلی وقت بود میخواستم آپ کنم ولی نشد ..... یه سری اتفاقات افتاد که شاید دو طی اون ۲ روز هرکی منو میدید تعجب میکرد و هرکی باهام حرف میزد اصلا نمیفهمید من نگینم ... به کلی دو روز اوضام ( اوضاع ام !!!!) خراب بود ..... اتفاقه دیگه میفته ....

بعدشم که دیگه کار داشتم نشد .. تا امروز ....

 عید غدیر رو هم به همه دوستام تبریک میگم .... امیدوارم روز خوبی داشته باشین ....

فعلا.........


   1      2      3    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدید کنندگان: 28474


Powered by BlogSky.com

برگ سبزیست تحفه درویش
my-beetle = سوسک طلایی !!
(دختر آریایی اسبق)

دیوانه بمانید٬اما مانند عاقلان رفتار کنید.
خطر متفاوت بودن را بپذیرید٬
اما بیاموزید که...
بدون جلب توجه متفاوت باشید.

                                      (پائولوکوئلیو)
شناسنامه کامل من...